قدیمی 26-05-2010, 02:03 PM   #1
(کاربر باتجربه)
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 113   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
17 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
Icon79 تاریخچه انیمیشن



میل حرکت دادن به اشیا و نقاشی ها به قدمت خود هنر باز می گردد . بشر اولیه با ترسیم شکارچیانی که با حرکت نیزه در تعقیب گراز وحشی هستند در دیواره ی غارها تلاش کرده است تا توهم حرکت را با نشان دادن گرازی که چندین پا دارد به آیندگان انتقال دهد . نقاشی های خدایان و قهرمانان روی گلدان های دوران باستان و کتیبه های روم با جنگجویان در حال نبرد ، و ارابه هایی که با اسبان بسته شده بر روی آنها چهار نعل در حال دویدن هستند ، نیز جستجوی انسان برای ثبت مراحل مختلف حرکت بوسیله ی تصاویر ایستا را نشان می دهند . در قصه های پریان و داستان های فولکور ، داستان هایی درباره ی تصاویری که زنده می شوند ، پیدا می شود . اما فقط در قرن نوزدهم ، یعنی سال هایی که منجر به اختراع سینما شد ، پویا نمایی تصاویر امکان پذیر گردید .
اما قبل از هر چیز ببینیم انیمیشن سه بعدی چیست ؟
اغلب شکل های فیلم سازی بصورت انیمیشن یا فیلم سازی تک کادری ، عمدتا از طریق کشیدن تصاویر دو بعدی بر روی سل ، در صورت امکان بر روی شیشه و یا مستقیما بر روی خود فیلم بوجود می آیند . ( سل ورقه های شفافی است که بر روی نقاشی های پس زمینه قرار می دهند و از نقاشی های روی آن فیلمبرداری می کنند ) اما در انیمیشن سه بعدی از عروسکهای مفصل بندی شده یا مدل هایی که درون آنها اسکلتی قابل حرکت وجود دارد ، بصورت تک کادری فیلمبرداری می کنند .
این عروسک ها از پلاستیسین یا خمیر مدل سازی ، پارچه یا لاتکس ساخته میشوند و در صورتی که انیمیشن کامپیوتری در میان باشد این مدل ها در کامپیوتر و با استفاده از نرم افزار های خاص طراحی و ساخته می شوند .
البته بطور کلی سینما یک توهم بصری است و شاید بتوان گفت در ارتباط با شعبده بازی در چشم که به آن پدیده ی تداوم یا persistence of vision میگویند ، استفاده میکنند .
در میان بسیاری از پیشگامان این هنر در اروپا و امریکا که روش های ثبت تصاویر زندگی واقعی را کشف کردند و سعی نمودند حرکت را تجزیه و عین آن را بوجود آورند ، ولیام هنری فاکس تالبوت (William Henry Fox Talbot) انگلیسی را نام برد که برای ثبت تصاویر دوربین روشی بنام kamera Obskura را ابداع کرد . بعد از او می توان از ایدویرد مایبریج (Eadweard Muybridge) یاد کرد که در سال 1872 مطالعات درباره ی انسان و حیوان را آغاز کرد .او این حرکات را در جلوی یک پرده ساده اما درجه بندی شده ، عکسبرداری کرد . در این عکس ها حرکت ها در چند ثانیه ثبت شده ، که حرکاتی که چشم قادر به دیدن آن نیست را آشکار می کند . به عبارت دیگر نکات پیچیده درباره ی مراحل یک حرکت فیزیکی از جایی به جای دیگر را روشن می سازد .
در سال 1880 مایبریج یکی از مهمترین آزمایشهای خود را انجام داد و با استفاده از 24 دوربین که در طول مسیر یک زمین مسابقه ی اسب دوانی کاشته بود ، از اسبی که در حال دویدن بود ، از طریق سیم کشی به محل هر دوربین ، عکسبرداری کرد . عکس هایی که به این ترتیب مایبریج از اسب ها ، سگ ها و انسان های برهنه گرفت ، قطعا به انیماتورهای نسل بعد کمک های شایانی کرد .



آزمایش ها و تکنیک هایی که برای نور در عکسبرداری بعمل آمد منجر به ابداع دستگاه های متنوعی مانند استریوسکوپ stereoscop شد .

استریوسکوپ

در این دستگاه از دو تصویر استفاده شده است که کمی باهم فرق دارند و برای ایجاد توهم بصری سه بعدی استفاده می شده است .
دستگاه بسیار عالی دیگر فانوس جادو یا Magic Lantern بود که در آن از در اسلاید های ترکیبی استفاده می شد تا قسمت هایی از تصویر بتواند حرکت کند .

فانوس جادویی

در این سالها تعدادی اسباب بازی نوری هم به بازار آمد که برای ایجاد توهم حرکات زنده طراحی شده بودند . قدیمی ترین و ساده ترین آنها که در سال 1825 بوسیله ی دکتر جان آیرتون در پاریس ابداع شد تومتروپ thaumatrope نام داشت.

تومتروپ

این دستگاه یک صفحه ی مدور مقوایی است که در یک طرف آن تصویر یک قفس ، و در طرف دیگر پرنده ای نقاشی شده . نخ هایی به دو طرف صفحه ی مدور متصل است که با پیچیدن و کشیده نگه داشتن آنها ، صفحه به دور خود می چرخد و با شل کردن نخ ها آنچنان با سرعت به دور محور نخ ها می چرخد که بنظر می رسد پرنده داخل قفس رفته است.


ویرایش توسط 3dman : 23-06-2010 در ساعت 09:06 PM
3dman آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
قدیمی 14-06-2010, 01:08 PM   #2
(کاربر باتجربه)
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 113   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
17 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
پیش فرض

هفت سال بعد ژوزف پلاتو Joseph Plateau متخصص فیزیک از بلژیک فناکیستوسکوپ Phenakistoskope را اختراع کرد.

فناکیستوسکوپ

این دستگاه نیز از صفحه ای مدور که به دسته ای متصل است ساخته می شود و شبیه اسباب بازی بچه هاست. صفحه آزادانه و براحتی به دور خود می چرخد و در پیرامون آن اشکالی در مراحل مختلف حرکات نقاشی شده است، نقاشی ها بوسیله ی شکاف هایی از یکدیگر جدا شده اند، صفحه را در مقابل آینه نگه می دارند و می چرخانند. اگر بیننده از میان شکاف ها نگاه کند، در آینه یک اسب در حال دویدن یا تصاویر معجزه آمیز دیگری را مشاهده خواهد کرد.
ویلیام جورج هورنر William George Horner از بریتانیا اولین کسی بود که تصاویر متحرک را برای بیشتر از یک بیننده، ابداع کرد. وی این کار را با اختراع زئوتروپ Zeo Trope عملی ساخت.

زئوتروپ

در زئوتروپ تماشاگران از شکاف های یک استوانه که به سرعت بدور خود می چرخید، و در داخل آن نواری از نقاشی ها قرار داشت، نگاه می کردند. سرعت چرخش استوانه بدور خود باعث می شد شکاف ها تار شوند و به شکل پنجره ای درآیند که از میان آن تصاویر ایستای روی نوار داخل استوانه، به حرکت درآیند. برای تنوع هم نوار نقاشی ها را می شد با نوارهای دیگری که نقاشی متفاوتی دارند، تعویض کرد.اما سیکل های حرکت نقاشی شده محدود و تکراری بود، مثل سگی که از داخل یک حلقه می پرد. یا بینی دلقکی بلا انقطاع دراز و کوتاه می شود.
دور اندیشی امیل رینود Emile Reynaud فرانسوی بود که باعث شد در تکامل فیلم انیمیشن، دو گام اساسی به جلو برداشته شود. اولین گام در ارتباط با اختراع پراکسینوسکوپ Praxinoscope ساخت او در سال 1877 بود.

پراکسینوسکوپ

این دستگاه بسیار پیشرفته تر از زئوتروپ بود که تصاویر متحرک را بر روی یک استوانه ی در حال چرخیدن و در حال عبور از چشمان تماشاگران، به نمایش می گذاشت. رینود که خود نقاش اسلاید های فانوس جادو بود، 15 سال بعدی را صرف اصلاح اختراعش کرد تا سرانجام روشی را پیدا کرد که بوسیله ی آن توهم ایجاد شده با دستگاه زئوتروپ را با تصاویری که در نمایش فانوس جادو پرتوافکنی می شد در هم ادغام کرد و آن را تئاتر پراکسینوسکوپ نامید. در این تئاتر از نور و آینه ها استفاده می شد تا سیکل محدودی از اشکال در حال حرکت را در مقابل پس زمینه ای که بر روی صحنه ای شبیه یک صحنه ی تئاتر اسباب بازی پرتو افکنده شده بود، به نمایش بگذارد. رینود بعد از این ابتکار جلوتر رفت و اختراعش را بهتر کرد و این بار آن را تئاتر اپتیک Theatre Optique نامید و آن را برای اولین بار در موزه ی Gervin در پاریس، به سال 1892 به نمایش گذاشت.

تئاتر اپتیک

در تئاتر اپتیک در واقع با ماشینی دقیق تصاویر متحرک و پس زمینه ها به طور همزمان بر روی یک پرده پرتو افکنی می شد.نمایشی به نام پانتومیم نورانی Pantomimes Lumineuses معروف شده بود، و بوسیله ی تئاتر اپتیک به نمایش در می آمد، فقط به نشان دادن سیکل های کوتاه حرکتی به وسیله ی پراکسینوسکوپ محدود نمی شد. بلکه به مدت 15 دقیقه ادامه داشت و شامل 500 تصویر نقاشی شده بر روی نوار شفاف ژلاتینی بود. با اینکه مکانیزم این دستگاه به وسیله ی دست به حرکت در می آمد و برای شخصی که با آن نمایش می داد بسیار پر زحمت بود، اختراع تدابیر متعدد سینمایی از جمله ماسوره فیلم و سوراخ هایی روی فیلم برای چرخ دنده دار در آن حائز اهمیت بسیار بود. مکانیزم سوراخ های روی فیلم و چرخ دندانه دار، تصاویر را در وضوح نگه می داشت و در عین حال آنها را به جلو می راند. جالب است که رینود، به جای تصاویر عکسبرداری شده، از تصاویری که ترسیم می کرد استفاده می برد و هر فیلم انیمیشنی که بعد ار او ساخته شده و از نقاشی خطی استفاده کرده، دنباله رو تصاویر متحرکی که رینود اختراع کرده بوده است.
فیلم های رینود ساده و بعضی وقت ها کمی نیش دار و بی احتیاط بودند. موضوع آنها عمدتا مربوط به عشق و رقابت بود. برای مثال یک خانم جوان در محل تفریحی و استراحتگاهی کنار دریا، به یکی از کابین های ساحل دریا می رود تا لباس عوض کندو لباس شنا بپوشد. بی خبر از اینکه مردی از سوراخ در به او نگاه می کند. در پایان مرد جوانی با لگد مرد بی تربیت را می راند و بعد به خاطر رشادت پاداش می گیرد و اجازه می یابد خانم جوان را در شنا همراهی کند. تماشاگران از دیدن این تصاویر متحرک بسیار مشهور و متحیر می شدند. اما سرعت پیشرفت در این نوع وسایل باعث شد سرگرمی های جدیدی ابداع شود و تئاتر اپتیک رینود در پشت سر بماند.


ویرایش توسط 3dman : 23-06-2010 در ساعت 09:06 PM
3dman آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
قدیمی 23-06-2010, 09:05 PM   #3
(کاربر باتجربه)
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 113   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
17 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
پیش فرض

تجربیات اتین ژول ماری Etienne Jules Marey در فرانسه، توماس ادیسون در امریکا، و ویلیام فریز گرین William Friese Green و مورتیمر ایوانز Mortimer Evans در بریتانیا، سبب ابداع «جعبه های پروژکتور» شد که با انداختن سکه در آن به نمایش های آکروبات، باله، مسابقات بوکس، نمایش های بزن بکوب خنده دار یا Slapstick، فعالیت های روزمره و خنده دار، یا رقص های قشنگ همراه با بادبزن، نگاه می کردند. اشتهار این نوع سرگرمی ها تحت الشعاع اختراع چیزی به نام سینماتوگراف قرار گرفت که می رفت تا فرهنگ جهانی را برای همیشه تغییر دهد. درست سه سال بعد از اینکه امیل رینود، تئاتر اپتیک خودش را به نمایش گذاشت، در سال 1895، دو برادر فرانسوی آگوست و لویی لومیر Auguste,Louis Lumiere اولین نمایش معتبر چیزی را که ما امروزه به آن سینما می گوییم، ارایه کردند.

برادران لومیر

اولین فیلم های لومیرها عبارت بودند از کارگران در حال خروج از کارخانه، نوزادی که به او با قاشق غذا می دهند، و قطاری که وارد ایستگاه می شود، هیچ چیز پیچیده ای نداشتند. اما برای تماشاگران آن زمان معجزه ای بوقوع پیوسته بود و براستی که در لحظه ی یورش قطار به طرف دوربین، در میان امواجی از ابر های دود و بخار، برخی از تماشاگران یا مشتریان همیشگی از جا می پریدند. آن صحنه آنچنان برایشان واقعی بود که قبل از اینکه قطار بتواند آنها را زیر بگیرد، از تئاتر فرار می کردند. حالا نمایش انیمیشن امیل رینود کنار گذاشته شده بود و نوبت برادران لومیر رسیده بود تا به جای شخصیت هایی از تئاتر اسباب بازی، تصاویری از مردم واقعی را برای تماشاگران نشان بدهند. اما هر چیز تازه ای در مدت کوتاهی کهنه می شود. بزودی زمانی رسید که برای تماشاگران دیگر تعجبی نداشت که انیمیشن همچون آینه ای وقایع زندگی را به آنها ارایه کند، پس درخواست ارایه ی داستان های متنوع با انیمیشن را آغاز کردند.


ویرایش توسط 3dman : 26-06-2010 در ساعت 01:08 PM
3dman آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
قدیمی 26-06-2010, 01:03 PM   #4
(کاربر باتجربه)
 
تاریخ عضویت: May 2010
نوشته ها: 113   (نمایش پست ها)
تشکر: 0
17 بار در 17 پست از ایشان تشکر شده است
Not Ranked  0 score     
پیش فرض

فیلمسازان تازه بال و پر گرفته به این تقاضا پاسخ داده و نه تنها نمایشنامه های درام، کمدی ها و داستان های عشقی یا رمانتیک، بلکه داستان های تخیلی را هم وارد گود کردند. در میان این فیلمسازان، یک فیلمساز فیلم های تخیلی پیدا شد که کشف بسیار مهم و حیاتی درباره ی تکنیک فیلم های انیمیشن انجام داد. نام او جورج ملیس George Melies بود.

جورج ملیس

فیلم های او از عشق زمان کودکیش به عروسک های نخی و تئاتر اسباب بازی نشأت گرفته، که با نوعی جذابیت همراه با افسون بزرگسالان، مخلوط شده است. ملیس که خودش را «آماتور بزرگ هنرهای جادویی» می خواند، و در چشم بندی هایش روی صحنه ی تئاتر مهارت داشت، وسیله ی ارتباطی جدیدیعنی سینما را به مثابه ی نوعی امتداد ذاتی هنر جادویی خود می دانست، هنری که مملو از تغییر شکل ها و قیافه ها، تبدیل های جادویی چیزی به چیز دیگر، و ظاهر شدن و غیب شدن های مرموز بود. منابع فیلم های تخیلی او داستان های پریان، قصه های متداول و قصه های قهرمانان علمی تخیلی هموطن او ژول ورن، بود. او برخی از نوشته های باستانی روم و یونان را در مورد سحر و جادو و شعبده بازی، از نو خلق کرد. او حیله های عکاسی را جایگزین مهارت های مرسوم شعبده بازی کرد. عجیب است که تکنیکی که ملیس را قادر میکرد دختری را تبدیل به پروانه یا زنی را غیب کند و به جای او یک اسکلت ظاهر نماید، بطور اتفاقی کشف شده بود. ملیس در جایی مینویسد : «دوربینی را که در آغاز از آن استفاده می کردم می بایست برای عملی مقدماتی آماده می کردم که اگر درست انجام نمی شد ممکن بود باعث پاره شدن فیلم، یا اغلب اوقات باعث توقف چرخش فیلم در دوربین شود. در همین زمان بود که یک حقه(effect) ی غیر منتظره کشف شد. یک روز در سال 1896 موقعی که از میدان اپرا فیلمبرداری می کردم، که کار بسیار کسل کننده ای بود، یک دقیقه طول کشید تا فیلم را آزاد کرده و دوباره دوربین را به راه بیندازم - در طول یک این دقیقه، مردم ، اتوبوس ها و وسایل نقلیه دیگر در جلو دوربین رفت و آمد می کردند.
در موقع پرتوافکنی فیلم که آن فاصله یک دقیقه ای هم به آن متصل بود ناگهان متوجه شدم اتوبوس خط «هادلین به باستیل» تبدیل شد به یک نعش کش و مردها تبدیل به زن شدند. در اینجا حقه ای از نظر جابجا کردن یا عمل جانشینی کردن فیلم در دوربین کشف شد که بعدا به آن Stop-Motion گفتند.دو روز بعد از این واقعه، من اولین تبدیل تدریجی یا متامورفوز Metamorphose مرد به زن، و اولین غیب شدن ناگهانی را انجام دادم، که موفقیت بسیاری بدست آورد...»
البته این ترفند در دوربین یک سال قبل از آن برای اولین بار در امریکا کشف شده بود. به این ترتیب که در فیلم کینوتوسکوپ متعلق به ادیسون، به نام اعدام ملکه ماری، یک چشم بندی اجباری کشف شده بود. در این فیلم درست قبل از اینکه تبر اعدام کننده پایین بیاید، جای بازیگر زن ملکه را با یک عروسک مدل او عوض کردند. اما بدون تردید ملیس اولین فیلمساز اروپایی بود که این تکنیک را مستقلا کشف و بعدا به حد زیاد و یا نتیجه ی عالی از آن استفاده کرد.
تکنیک ایست-حرکت یا Stop-Motion یا Stop-Action این امکان را برای ملیس فراهم ساخت که چشم بندی های حیرت آور سینمایی را در فیلم هایش به وجودآورد.
مثل فیلم شاهکار او از نظر حقه های سینمایی، بنام سفر به ماه در سال 1902، بعدها این تکنیک بصورت یک تکنیک استاندارد درآمدکه به وسیله ی آن برای ده ها سال، جلوه های ویژه ی سینمایی بسیاری ساخته شد.

صحنه ای از فیلم فانتزی سفر به ماه

ملیس در سال 1907 می نویسد: « من تردید ندارم که بگویم امروزه در صنعت فیلمسازی (سینماتوگرافی) این امکان وجود دارد که به غیر ممکن ترین چیزها واقعیت ببخشیم.» با اینکه مبانی تکنیک فیلمسازی انیمیشن، جهانی است (از یک تصویر فیلمبرداری کنید...فیلمبرداری را متوقف و تصویر را تغییر بدهید باز هم فیلمبرداری کنید و...) اما برای انیمیشن واسطه های متنوعی بکار گرفته اند و به وسیله ی آنها توهم های بصری از زندگی واقعی را به وجود آورده اند. متداولترین این واسطه ها یا وسیله ها یا Media نقاشی یا متحرک سازس با نقاشی بوده است و علت آن، شاید پیوند مهم بین داستان گویی و Illustration یا مصورسازی باشد. پیوندی که میراث کارتونیست ها و کاریکاتوریست ها... و تاثیر طراحی گرافیک در عالم تبلیغات است.

ادامه دارد...

ویرایش توسط 3dman : 07-08-2010 در ساعت 07:08 PM
3dman آنلاین نیست.  
Share on Facebook
پاسخ با نقل قول
پاسخ

برچسب ها
تاریخچه انیمیشن


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code هست فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


History    Food    Communication    Allowed Things    Military    Catimini    Deadly    Fitness    Stay Healthy    New Computers    Disorders    WOW    Life Hacks    Arabia    Motivation



کپی رایت © 1388 . کلیه حقوق برای وبگاه حرف روز محفوظ است